<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>شوکران انتظار</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/</link>
<description>یادداشتهای شخصی وحید خاوئی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 29 Dec 2009 02:53:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آقایان! سعی کنید شبیه شریح قاضی و عمر سعد نباشید!</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;الف- علی مطهری در مورد حوادث اخیر به اظهار نظر پرداخت. از کف و سوت کشیدن فرقه سبز، در حسینیه جماران که خانه روشنگریها و هدایت بخشی خمینی کبیر بود، دفاع کرد. اتفاقی که تحمل ناپذیر است، چه رسد به آنکه در شب عاشورا باشد. نمی دانم چرا برخی دست به کارهایی می زنند که مردم ناخواسته آنها را با عمر سعد مقایسه کنند. عمر سعد در روز عاشورا دستور هلهله و کف زدن داد تا صدای حسین(ع) را خاموش کند. خاتمی بارها در ایام محرم و عاشورا به میان سوتچی ها رفته و آنها را اندرز نداد. اینک افرادی دیگری پیدا شده اند که کف و سوت شب عاشورا را توجیه می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 164px; HEIGHT: 228px&quot; src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2008/11/403034_orig.jpg&quot; width=254 height=391&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ب- مدتها به این فکر مشغولم که چرا دادستانی و قوه قضاییه برای اجرای عدالت در حق عوامل و خالقین «ظلم بزرگ» اقدامی نکرده است. این روزها تعجبم بیشتر شده و در تحیرم که چرا دادستانی تهران، علیه حرمت شکنان عاشورای حسینی حتی اظهار نظر هم نمی کند؟ اگر همین طور پیش برود بعید نیست، حکم به تبری فتنه گران هم بدهند و آنها را تصدیق کنند. در این چند روز بارها از خودم پرسیده ام که جرم شریح قاضی در واقعه کربلا چه بود؟ چیزی جز تن دادن به ظلم و رضایت به قتل حسین(ع)؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 151px; HEIGHT: 196px&quot; src=&quot;http://bizimtabriznews.com/thumbnail.php?file=dolatabadi_404963717.jpg&amp;size=article_medium&quot; width=163 height=220&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ج- برخی خواص، از علما و سیاسیون و  صاحب منصبان سکوت کرده اند. نه بیانیه ای نه اظهار نظری و نه محکوم کردنی. آنها به تماشاچی تبدیل شده اند، تماشای قتل حسین(ع)! جماعت کوفه ابتدا در دوران امام حسن (ع) تماشاچی شدند، بعد به جنگ حسین(ع) شتافتند. در سال ۶۰ هجری، دعوی انتظار و دعوت از امام هم داشتند، ولی بجای آنکه برای بیعت با امام به مدینه بروند، امام را به کوفه کشاندند و او را تشنه لب در بیابان کشتند و به خانواده او جسارت کردند. این خطا و گناه عالم سوز، آیا نتیجه بی بصیرتی و زمان ناشناسی نبود؟ به وقت سکوت فریاد کشیدند و امام معصوم را مذل المومنین خطاب کردند و در روز یاری و نصرت، امام معصوم دیگر را رها کردند و بی پناه گذاشتند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;د- شریح و عمر سعد و شمر ابن ذی الجوشن، همگی از یاران علی (ع) بودند. ولی تکبر، عافیت طلبی و بی بصیرتی، آنها را در صف مقابل با امام عصر وارد و ملعون در اعصار تاریخ کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خدایا! عاقبت ما را ختم به خیر بگردان.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Dec 2009 02:53:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرایی دستور رئیس جمهور به وزرا درباره انتصاب قائم مقام بین الملل</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;دبیر هیات دولت اخیرا اعلام كرد: رئیس جمهور در جلسه  هیات دولت، به وزیران دستور داد با توجه به مناسبات بین المللی ایران با جهان، یك نفر را به عنوان قائم مقام خود در امور بین الملل منصوب نمایند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این تصمیم رییس جمهور با چند سوال مواجه است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-      در حالیکه وزارت امورخارجه مسئولیت مستقیم در تنظیم ارتباطات بین المللی دولت و دستگاههای اجرایی را بر عهده دارد، چه نیازی به پر رنگ کردن نقش امور بین الملل در وزارتخانه هاست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-      آیا نیازمندیها و سطح کیفی و کمی ماموریتهای دستگاهها به گونه ای هست که توسعه روابط بین الملل به بارتقای چشمگیر نقشهای عملکردی وزارتخانه، منجر شود؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-      سایه تحریمها و مشکلاتی که در عرصه بین الملل برای همکاریهای جهانی ایران بوجود آمده تا چه حد اجازه خواهد داد، از ظرفیت جدید استفاده شود؟ زیرا مطمئن هستیم که اگر این رویکرد به سنگ بخورد و به هر دلیلی اعم از ناکاراآیی در توسعه ارتباطات، بی نظمی در ارتباطات و  شکست در چند پروژه هممکاری، نتیجه بخش نباشد، امکان بازسازی ارتباطات وجود خواهد داشت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-      در حالی که همه کشورهای عضو شورای امنیت به برخورد و مقابله با ایران روی آورده اند و توافق کرده اند که به نحو ممکن ایران را در دستیابی به انرژی هستهای محروم کنند، آیا امکان موفقیت چنین سیاستی وجود دارد؟ در حالیه که حتی چین و روسیه را در این مسیر همراه آمریکا و اروپا هستند و نشانه آن را می توان در تاخیر مجدد روسیه در راه اندازی نیروگاه بوشهر و تحویل سامانه موشکی اس300 مشاهده کرد و لغو پروازهای هواپیمایی چین به تهران را در همین مسیر تعبیر نمود، آیا امکان ارتباط با کشور دیگر قابل تصور باقی خواهد ماند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این سوالات و مجموعه ای مشابه از این سوالات، باعث می شود که این تصمیم رییس جمهور به دیده تردید نگریسته شود. چنین نگرشی درست است، اگر تصور شود که سطح تصمیم احمدی نژاد، یک تصمیم کارکردی و در جهت بهبود وضعیت می باشد. اما با توجه به شرایط جهانی و تعاملاتی که در صحنه دیپلماسی جهان صورت گرفته است، بالخصوص، تحرکات فزاینده ای که اوباما و کلینتون اعمال می دارند، می توان دریافت که مقصود تصمیم احمدی نژاد در الزام وزاء به انتصاب یک قائم مقام امور بین الملل تاسیس و بکارگیری یک ظرفیت جدید برای پیشرفت و جهش در ارتباطات بین الملل و با هدفگذاری شکستن تحریم و جبهه مقابله علیه ایران است. در همین رابطه می توان اشاره کرد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1-      جنگ سرد علیه ایران شش جنبه اصلی دارد؛ تحریم مالی و سرمایه گذاری، تحریم علمی و تکنولوژِیکی، اخلال در مسیر توسعه و آبادی، تحریم دفاعی، تهاجم فرهنگی و جنگ رسانه ای. اعمال چنین تحریمهایی از آنجا که در نگاه غرب به کارآمدی جمهوری اسلامی و ایجاد نارضایتی عمومی منجر می گردد، مورد استقبال زیادی قرار گرفته است. بگونه ای که اوباما با تمام ژشتهای مصالحه جویانه، تمدید تحریمها علیه ایران و افزایش بودجه رسانه ای برای تقابل نرم علیه ایران را امضا کرد. علاوه بر آن سیاست برخورد امریکا و غرب با ایران، کماکان سیاست چماق و هویج است که با طرز بیان ناشیانه اوباما در سال ابتدایی ریاست جمهوری، بعید است مورد تردید و جایگزینی قرار گیرد. شاهدیم که هر روز چماقهای بیشتری به ایران نشان داده می شود و حتی دیدار هیات سیاسی ایران و امریکا در ژنو مورد فراموشی قرار گرفته و مسیر هر گونه ارتباط نابود می شود. در چنین شرایطی باید به راههای حذف آثار منفی تحریمها در شش حوزه معرفی شده، پرداخت. مطمئنا این توجه با دوری از تحریم کننده­ها، مشوقین و حامیان آنها صورت می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2-      یکی از گزینه هایی که برای جبران تحریم غرب علیه ایران، از دوره جنگ تحمیلی تا کنون مورد استفاده سیاستمداران جمهوری اسلامی قرار گرفته است، تامین نیازها از گزینه های انحصاری قدرتهای شرق، بوده که بعضا با اغماض از بد رفتاریها و سوء نیت آن کشورها پیش می­رفته­است. بگونه ای که همیشه این اعتراض عمومی در ایران وجود داشته است که چرا کشورهای شرقی با سوء استفاده از موقعیت ایران، امتیازت مالی و تجاری بشتر از حد معمول را در همکاریهای اقتصادی و نظامی مطالبه می نماید. عدم ارتباط مناسب ایران با کشورهای که به استقلال در حوزه بین الملل می اندیشند، باعث شد تهران با دست خود، توان چانه زنی کشورهای شرقی را در همکاری با ایران را ارتقا دهد. اکنون که قدرت چانه زنی شرق که با ورود امریکا و وعده هایی که اوباما به روسیه و چین در خصوص موضوع سپر موشکی اروپایی، مسائل قفقاز و آسیای میانه و مناقشه تبت و اقتصاد شرق داده است، دو چندان شده است، اشکال نوع تعامل ایران با کشورهای شرقی را بیش از پیش به نمایش گذاشته و ضروری است حد یقفی برای مطالبات اشباع نشدنی آنها ترسیم و بنا گذاشت. گرایش به کشورهای مستقل در حقیقت علاوه بر آنکه به امکان توسعه همکاریها در سطحی وسیعتر منجر می شود با تعادل ذاتی موجود در خود، طرح خواسته های نامعقول و غیر عادلانه را کمرنگ و منتفی می سازد، ضمن آنکه با گسترش آن، قدرت چانه زنی کشورهای شرقی از طریق وجود گزینه های جایگزین کاهش خواهد یافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3-      بحران اقتصادی غرب فرصتی برای حرکت به سوی تنظیم عادلانه بازار و کسب و کار است. در شرایط بحران، کشورهایی که مدخلی در بحران نداشته اند، کمترین آسیب را می بینند و از طرف دیگر فرصت چشمگیری برای استفاده از موقعیتهای بوجود آمده خواهند داشت. ایجاد ارتباطات مالی، توسعه همکاریهای علمی، تبادلات فرهنگی و تشریک مساعی در حوزه رسانه، اقدامات مشترک نظامی و همکاری در توسعه و عمران، میان کشورهای متوسط و با حجم اقتصادی متعادل، مهمترین فرصتهایی است که در شرایط بحران مورد استفاده قرار خواهد گرفت. این موقعیت سنجی و بهره برداری از آن، نیازمند توسعه ارتباطات بین چنین کشورهایی است، که با انتصاب قائم مقام امور بین الملل در هر وزارتخانه، علاوه بر آنکه شکستن تحریم و جبهه گیری مقابل ایران آسانتر می­شود، فرصت توسعه ایرانی، بدون آثار منفی توسعه بحران زده جهانی، افزایش خواهد یافت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 15:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق به خمینی عشق به همه خوبیهاست</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 180px; HEIGHT: 244px&quot; class=&quot;alignnone size-full wp-image-129&quot; alt=emam_khomeini src=&quot;http://www.uast24.ir/wp-content/uploads/2009/10/emam_khomeini.jpg&quot; width=300 height=400&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 21:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای جماعت مفید</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>در این چند روز برخی از دوستان مدرسه با درج کامنتهایی هم اظهار لطف کردند و هم از لغزیدن و منحرف شدن بیم دادند. از آن عزیزان بخاطر توجه به دوست شان ممنونم. اما بنظرم رسید چند نکته کوتاه را به استحضار دوستانم برسانم:
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱- معتقدم اختلاف مشرب سیاسی موضوعی نیست که یکی را به گروه ضالین در آورد و دیگری را به صراط مستقیم. آنچه در نظر من می تواند میسر مستقیم باشد نان حلال است و خضوع برابر امر الهی. این را دوستان هم میدانند و حتی بهتر از بنده. اما آنچه مورد سوال است آنکه اگر فرض کنیم در مورد نان حلال مشکل نداریم مسئله تشخیص امر الهی است که تمییز حق و باطل را در این دوره مشکل کرده است. بنظرم آن هم راه دارد. پیامبر راهش را نشان داده است. قرآن و عترت. قرآن را که با عقل و نقل به تمامی نمیتوان فهمید. پس تکلیف چیست؟ بدون شک مراجعه به امام حاضر (ع). نمیخواهم با دوستانم بحث ولایت فقیه کنم. زیرا می دانم محل مناقشه است. فقط از آنها و خودم می خواهم هر کاری را که انجام می دهیم بسنجیم که آیا مرضی امام زمان هست یا نه؟ اگر قدرت و شایستگی درک حضور ایشان را داشتیم نسبت به فعالیتهای روزمره و مواضعمان اظهار خرسندی می کردند یا خدای ناکرده ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- من از آن دسته آدمهایی نیستم که اعتقادشان و نگاهشان به شرایط اجتماعی را در روز عافیت تبلیغ کنند. حضور فعالانه در صحنه فتنه و سختیهای آن را محل بهتری برای دفاع از حقیقت می دانم. امروز هم به این جمع بندی رسیده ام که عده ای که فریاد وا اماما و خط امام آنها گوش فلک را کر کرده بود امروز کاری می کنند که لبخند اسراییل و آمریکا را بهمراه دارد. در این خصوص بد نیست عملکرد خاتمی و موسوی را با خط مشی امام در سخنرانیها و پیامها مقایسه کنیم. سالهاست که بیشتر صحیفه امام را میخوانم. آنچه خوانده ام کاملا مغایر با عملکرد این دو نفر است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- در طول انتخابات برخی اعزه مفید بجای تبادل نظر فحش مخابره می کردند. آن را به حسابشان نگذاشتم و تاوان آن را از آنها که دوستی مان را این چنین بر هم زده اند طلب خواهم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برایتان همیشه آرزوی موفقیت دارم. دعا کنید عاقبت بخیر باشیم!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 18:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سیم آخر</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;امروز وقتی از تاکسی پیاده شدم، یک تابلو توجهم را به خود جلب کرد، موسسه فرهنگی هنری سیم آخر! با خودم فکر کردم که یعنی چی؟ این موسسه اگر تو کار مخابرات و ارتباطات هست شاید رابطه ای بین اسم و شرکت بشود پیدا کرد ولی موسسه فرهنگی هنری است. یاد ضرب المثلی افتادم که میگوید فلانی به سیم آخر زده است. یعنی خیلی قاطی کرده. با خود می اندیشیدم که امروزه دیگر نیاز نیست کسی بگوید فلانی به سیم آخر زده است، افرادی پیدا می شوند که خودشان بگویند من به سیم آخر زده ام. واقعا روزگار عجیبی است! تا اینکه ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;لحظاتی بعد از دیدن آن تابلوی کذایی، بیانیه اخیر موسوی را خواندم. دقیقا مصداق بارز افرادی شده که به سیم آخر می­زنند. گویا هنوز این بنده خدا بر این باور است که آرایش را دزدیده اند؟ البته کارش به جاهای باریکتر هم کشیده و تهدید هم می کند که &quot;يک ملت بزرگ نمي‌نشيند تا در روز روشن رايش را ببرند و هيچ نگويد&quot;. جالب اینکه جدیدترین نسخه توهم و برخی تعابیر و جملات عجیب و غریب دیگر که به کتاب لغت توهم اضافه شده را هم رونمایی کرده است:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         انتخابات درجه دو انتصابی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         مسئله‌ اين است که به يک ملت بزرگ بزرگي فروخته مي‌‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         اگر بنا باشد (مشکل) حل نشود آرزو کنيد که دامنه‌های مشکل در يک انتخابات، محدود بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         در خيابان با سايه‌ها می‌جنگيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         (معترضین) همچنان اجراي بدون تنازل قانون اساسي را شعار محوري خود مي‌دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         شنيدم که در عيد غدير، مخالفان مردم به يکديگر شال سبز هديه می‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         اين ما نبوديم که سبز را انتخاب کرديم، بلکه سبز بود که ما را برگزيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;-         راه سبز شدن بر هيچ کس بسته نيست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خدایا عاقبت ما را ختم به خیر بگردان!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Dec 2009 03:31:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال فرقان، سال دعا</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&quot;معاویه حرف دروغی نزدها! عثمان کشته شده، انگشت های زن عثمان قطع شده، علی دادگاه قاتلان عثمان را برگزار نمی کند!... تا حالا از خودتان پرسیده اید چرا حضرت علی دادگاه قاتلان عثمان را برگزار نکرد؟ چرا شفاف سازی نکرد راجع به قاتلهای عثمان؟&quot; (ابراهیم سوزنچی)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال ۸۸ سال عجیب و غریبی است! سالی که در آن حباب احترام و جایگاه یک نخست وزیر مصلحتی ترکید و ترکش آن عده ای از مردان و زنان ایرانی را رهسپار بهشت زهرا (س) کرد. سالی که یک عمامه به سر، پس از مجالست با کرباسچی و ... مانکن، با عقده گشایی و اظهار نسبتهای ناروا به ایرانیان، چهره ایرانی جماعت را در جهان مخدوش نمود. سالی که عده ای با حالتی کاملا حق به جانب و طلبکارانه،در حالی که سالها از کیسه بیت المال بردند و کیسه دیگری پر کردند،با ای کاش و ای کاش،خواستار عذرخواهی نظام شدند و فریاد تظلم خواهی سر دادند. و سالی که بهتر می شناسید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با این حال، سال ۸۸ با همه تلخیهای زهرآلودش سال خوبی است. سالی که پرده نفاقهای بیست ساله و سی ساله افتاد. ولایت فقیه و تبعیت از آن معیار و سنجه ای دقیق تر برایمان پیدا کرد. اگر فتنه اخیر نبود با موسوی و خاتمی سینه خیز تا خود کاخ سفید می رفتیم. و بعضی افراد که با اتکا به عناوین ریاست و نمایندگی، برچسب ولایتمداری داشتند، و بر طبل وحدت ملی، آشتی ملی، کمسیون ملی و ... می نواختند، شاید ما را نیز به صف دیگران در می آوردند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدایا ما را در راه خودت ثابت قدم بدار. آمین!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 14:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتبار سنجي اعترافات سبزهاي مخملي</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اعترافات بي اعتبار است. اين تيتر يك روزنامه اعتمادملي روز يكشنبه 11/5/1388 است. آن روزنامه معتقد است كه اعترافات تكاندهنده سران كودتا در دادگاه روز شنبه بر اثر چيز خور شدن ابطحي و عطريانفر اتفاق افتاده است و نه چيز ديگر. من هم البته بعد از استغفار از خدا در مشابهت گفتار با سياه نامه كروبي، معتقدم اعترافات امثال ابطحي و عطريانفر بي اعتبار است. چراكه:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 306px; HEIGHT: 180px&quot; height=229 alt=&quot;اولين جلسه دادگاه رسيدگي به اغتشاشات اخير&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8805/ImageReports/8805101269/33_8805101269_L600.jpg&quot; width=409&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- بنظر مي سد افراد و گروههايي كه به اين حد از وقاحت رسيده اند كه براي براندازي نظام نقشه كشي كنند، و اين هدف را بصورت عملياتي و به گفته خودشان، بين 2 تا 6 سال است كه پيگيري مي­كنند، مطمئنا براي زندان رفتن و دادگاهي شدن نيز طرح و برنامه داشته­اند. لذا پذيرفتن ظواهر كلام و لحن خاضعانه مقابل دادگاه، خارج از مدار عقل و تدبير خواهد بود و مي­بايست حتما در مورد آن تشكيك نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- مظلوم نمايي يكي از ترفنهاي مهم براي خلاصي تك تك افراد مورد محاكمه است. آنها مي كوشند با بيان برخي مطالب كه به زعم خودشان، مطلوب نظر حاكميت است، از شدت برخورد قضايي بكاهند. در اين رويكرد، آنها به دو مقصود نائل شده­اند. مقصود اول، در اعلام همراهي و همكاري با عوامل دادگاه است كه بر اثر تجاربي كه از قبل داشته اند، ممكن است دادگاه را در صدور احكام رقيق تحت تاثير قرار دهد. و مقصود دوم، يك عمليات رواني و رسانه­اي است. در اين طرح، فرمايشي بودن دادگاه تاكيد گرديده، دوستان خارج از زندان موظف خواهند بود با اعلام اين مطلب كه چرخش 180 درجه­اي متهمان در اعلام مواضع از جهت عقلاني مورد ترديد است، پذيرش و ثبت تاريخي گفتار متهمان در دادگاه را زير سئوال برده، بعد از مدتي فضا براي تدوام همان مواضع سابق مهيا گردد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- صحبت از ولايت فقيه، آن هم از نوع مطلقه، از سوي افرادي كه بارها بصورت عريان يا در لفافه، جايگاه ولايت فقيه و تئوري انقلاب اسلامي را مورد هجمه قرار داده­اند، باورنكردني است. افرادي كه سالها در مقام اجرا و از طريق رسانه­هايشان كوشيده­اند، نظام ولايي را در ستيز با دموكراسي تعريف كنند و مدام به تبليغ آشكار و پنهان حكومت سكولار بپردازند و در ظواهر منافقانه يا موضعگيريهاي رسمي حكومت دين و فقاهت را ناكارآمد و مخالف عقلانيت تعبير كنند، چگونه است كه امروز به تئوري پردازي در باب ولايت فقيه پرداخته­اند؟! اظهارات اخير چنين به ذهن متبادر مي­سازد كه متهمين در تلاشند با يك عذرخواهي ساده، و تعريف و تمجيدهاي مكرر، عافيت و حيات آينده سياسي خود را تضمين كنند. هيچ بعيد نيست كه آنها بعد از محاكمه به راحتي با لفاظي و بيان يك سري جملات ديگر نظير اينكه، در شرايط حبس بايد به فكر حفظ جان بود، يا جملاتي كه گفته شد بر اثر تايثرات رواني ناشي از زندان بود، مواضع ايراد شده در دادگاه را در عرض يك ساعت باطل، و مواضع جديد ديگري اتخاذ نمايند.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- بسياري از متهمان حرفه­اي در محاكم مي­كوشند، دادگاه را به سوي مقصران ديگر راهنمايي كنند. اين ترفند، حتي اگر به موفقيت نيانجامد، دادگاه و تصميم گيري را به تشكيك و دوگانگي مي­كشاند و قضاوت عمومي در خصوص ضرورت برخورد با متهم و احكام صادره را نوعي ظلم جلوه خواهد داد. در دادگاه اخير نيز، متهمان سعي دارند با بزرگ كردن نقش ديگران، دادگاه و جامعه را به كمرنگ بودن نقش خود در آشوبها مجاب كنند و خود را بازي خورده جريانات سياسي و پدران معنوي معرفي كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5- آنچه در دادگاه از سوي متهمان به طرح اتهام عليه خاتمي، موسوي و سيد حسن صورت ­گرفت، گرچه ممكن است در نگاه اول برگي از يك اعتراف تلقي شود، اما در حقيقت نشاندهنده توسل به ترفند يا همه يا هيچ كس است. متهمين با انتساب آشوب به چهره­هاي شاخص دو منظور را دنبال مي­كنند. اول، در موقعيتي كه متهمان خود را در معرض تاوان و جزاي قضايي مي­بينند، خوش ندارند، فرماندهان عالي از تاوان مصون بمانند، لذا ترجيح مي­دهند، با جنجال ديگران را به حلقه جزا و انزواي خود وارد كنند و مصونيتي براي افراد عالي در نظر گرفته نشود. در چنين شرايطي اگر دستگاه قضايي حاضر به محاكمه نفرات اصلي نشود، طرح اين شبهه كه حاكميت جرات برخورد با برخي افراد را ندارد، در حقيقت نمايشي از بي عدالتي و تبعيض اجتماعي را تبليغ و ترويج خواهد نمود، قهرماني و ايستادگي آنها مقابل ظلم و ستم در ذهن مردم تداعي خواهد شد و اگر دستگاه قضايي به سراغ نفرات اصلي برود، همه با هم محاكمه شده و بسياري از انتقامجوييهاي داخلي حل خواهد شد. اما دوم، طرح اتهام مذكور مطمئنا به تحريك فرماندهان عالي آشوب منجر گرديده آنها را مجبور خواهند كرد به قصد ايجاد يك رودررويي بزرگ با انقلاب، وارد معركه شده و در جهت ختم موضوع تلاش كنند. در چنين شرايطي، يا فرماندهان آشوب موفق مي­شوند كه حاكميت را با تهديد امنيتي، به مسكوت گذاشتن پرونده انقلاب مخملي، مجبور كنند يا اگر حتي چنين توفيقي بدست نيامد، نزاع و درگيري جديدي كه واقع خواهد شد، فضا را براي ممانعت از حذف سياسي افراد و گروههاي اصلاح طلب و رنگ باختن قاطعيت در قضا مهيا خواهد ساخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6- آنچه از محتواي بيان برخي متهمان قابل درك مي­باشد، چنين است كه گرچه متهمان به جاري بودن شئون ولايت در همه اركان حاكميت اذعان مي­دارند، اما با نوع طرح مطلب، سوء انتقال در پيام و البته بيان برخي جملات  رمزگونه، بنظر مي­رسد كودتاچيان در حال القاء اين مطلب اند كه همه اعتراضات گروههاي اصلاح طلبي به ولايت فقيه معطوف و بايد همان نقطه اصلي يعني ولايت فقيه را نشانه رفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7- عليرغم مواردي كه ذكر آن در بالا رفت، بالاخره فهم عمومي از اعترافات، براي اصلاحات و كودتاگران، تكاندهنده و براي مردم و انقلاب روشنگرانه و واجد اعتبار است. ضروري است با مديريت صحيح اطلاعرساني، جلوي سوء استفاده عوامل بيگانه و نفاق را در پيام برگزاري دادگاه انقلاب مخملي گرفت و با رعايت هوشياري و ذكاوت از نكات مثبت و اعترافات در جهت تضمين حيات سياسي انقلاب بهره برد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 23:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا احمدی نژاد مشایی را بر بیست و پنج میلیون هوادار ترجیح داد؟</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=right&gt;انتصاب تا عزل مشايي ماجراي پر حاشيه روزهاي اخير بود. يكي از مهمترين اتفاقاتي كه در اين ماجرا افتاد، حمله شديد برخي حاميان احمدي­نژاد به وي و رواج اتهام ولايت­گريزي است. چنانچه امثال آيت الله علم الهدي، حسين شريعتمداري و رسايي عليه احمدي نژاد به اظهار نظر پرداختند، برخي او را با بني صدر و مصدق مقايسه كردند، روزنامه­هاي مدافع دولت (وطن امروز و سياست روز) بر طبل مشايي ستيزي كوبيدند، روزنامه ايران به جاي اطلاع رساني بر اساس مواضع دولت، سكوت را برگزيد و بسياري از اعضاي اصلي ستاد انتخاباتي احمدي نژاد صراحتا و به كرات و با لحنهاي تند و تيز عليه وي سخنراني و به تهييج افكار بر ضد احمدي نژاد پرداختند، اضافه كنيد گروههاي اصولگراي ديگر را كه از تريبون مجلس و نماز جمعه و ... احمدي نژاد را بصورت تهديد آميز  (مانند 205نماينده مجلس) يا مؤدبانه (مانند سيداحمد خاتمي) به تبعيت از ولي فقيه دعوت مي كردند. در اين ميان افراد معدودي متوجه اصل ماجرا بودند كه (در كمال تعجب برخي)، حاج منصور ارضي، مداح معروف تهراني، يكي از آنها بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;IMG height=177 src=&quot;http://isma.webphoto.ir/photos/is363721.jpg&quot; width=296&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 00:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی ولایت ترین خطبه جمعه/همه انتظار داشتند هاشمي به انتخاب مردم احترام بگذارد</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot;&gt;خبرگزاري فارس: يك تحليلگر مسائل سياسي گفت :از هاشمي انتظار مي‌رفت كه به انتخاب مردم احترام بگذارد و به خاطر سوابق سياسي و انقلابي كه دارد و اينكه انقلاب اسلامي ايران هميشه بايد از اشخاص مهمتر باشد ايشان هم در اين خصوص صحبت كنند و حرف مردم و رهبري را تکرار كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P class=nwstxtlead style=&quot;LINE-HEIGHT: 160%&quot; align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 224px; HEIGHT: 305px&quot; height=425 alt=&quot;نماز جمعه تهران به امامت هاشمي رفسنجاني&quot; src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8804/ImageReports/8804260674/14_8804260674_L600.jpg&quot; width=222&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 21:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تدارك تجاوز به ايران و محورهای سياست خارجي اوباما</title>
<link>http://khavei.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;جنگ رژيم صهيونيستي عليه مردم غزه و استقامت مثال زدني دولت اسماعيل هنيه در برابر تهاجمات ديوانه وار اسراييل، نهايتا با آتش بس اعلام شده از سوي صهيونيستها، به پيروزي مقاومت منجر گرديد. در اين حمله كه با پشتيباني آمريكا و دولتهاي غربي و كمك حكام عرب همراه بود، انواع و اقسام سلاحهاي نامتعارف عليه فلسطينيان به كار گرفته شد تا مقاومت با اعتراضهاي داخل فلسطين مجبور به تسليم و محتوم به فروپاشي شود. خواب آشفته­اي كه هيچگاه رنگ تحقق نديد، بلكه به كابوس تلخي براي ارتش صهيونيستي مبدل گرديد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 305px; HEIGHT: 194px&quot; height=433 src=&quot;http://cache.daylife.com/imageserve/04di6131iI3OF/610x.jpg&quot; width=610&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اكنون با سپری شدن جنگ ۲۲ روزه و اعلام آتش بس، صهيونيستها در يك ترس عمومي گرفتار آمده اند. آنها پس از  تجربه جنگ  عليه حزب اله و حماس، و شكست در هر دو مورد، با يك ترديد فراگير مواجه شده اند. سوالاتي اذهان سردمداران صهيونيست را به خود مشغول داشته است، آيا ارتش صهيونيستي از توان حداقلي براي تامين امنيت پيراموني سرزمينهاي اشغالي بر خوردار است؟  آيا از اين پس ساكنان سرزمينهاي اشغالي تمايل به حضور در اين سرزمينها را مانند گذشته دارند؟ جريان مهاجرت به سرزمينهاي اشغالي ادامه خواهد داشت يا برنامه­اي براي جلوگيري از فرار ساكنان بايد طراحي شود؟ براي نجات از حمله به سرزمينهاي اشغالي و آزادسازي آن چگونه حصاري كشيده شود كه صهيونيسم با دست خود، زنداني نشود؟ اينها سوالاتي است كه امروز از وضعيت آينده رژيم صهيونيستي پرسيده مي­شود و پاسخهاي روشن و اميدبخشي براي آن وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همانطور كه از قبل قابل پيش بيني بود، مقامات اشغالگر براي آنكه خواري شكست و تاثیر آن در آینده  را كمرنگ جلوه دهند، مي­كوشند با فرافكني تبليغاتي اتهامات جديدي عليه ديگران مطرح نمايند. آنها براي منحرف كردن مسئله چرايي حمله به غزه و جنايتهاي جنگي واقع در باريكه، و براي آنكه طعم شكست كمتر كام ساكنان صهيونيستي را تلخ كند، اتهام پراكني عليه ايران را با همكاري برخي حكام عربي آغاز كردند. رژيم صهيونيستي كه خود را در خط پاياني موجوديت مي­بيند، تلاش دارد با تقويت پروژه «مقاومت ستيزي» و «ايران هراسي»، امنيت سرزمينهاي اشغالي را فراهم سازند. سياستي كه اين سالها، و پس از ناكارآمد نشان داده شدن سياست «باج خواهي سگ هار»، تنها راه تامين امنيت در اراضی اشغال شده است تا  امنيت حداقلی و بصورت حبابي و لرزان، براي صهيونيستها باقی بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صهيونيستها براي اجرا و پيگيري سياست مقاومت ستيزي و ايران هراسي از دو گروه اصلی (آمریکا و اعراب) و گروههای فرعی (اروپا) استفاده و بهره­برداري مي­كند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گروه اول، حكام عرب فاقد مشروعيت و مقبوليت است. آنها چون هيچ حمايت و اميدواري از سوي مردم كشورهايشان احساس نمي­كنند، همه تلاش خود را در طول ساليان بكار بسته­اند تا جنبشهاي بيداري اسلامي را سركوب كنند. مهمترين عامل در سركوب جنبشهاي عربي - اسلامي، عوامل اطلاعاتي و امنيتي بوده است كه كشورهاي مذكور بدون كمك سازمان جاسوسي موساد، قادر به مقابله به حركتهاي مردمي و فرو خفتن آنها نمي­باشند. مزد همكاريهاي جاسوسي نيز به چند صورت پرداخت شده است، يكي، حمايت سران عرب از رژيم صهيونيستي و برقراري روابط تنگاتنگ تجاري و سياسي است، ديگري حمايت از جريان نفاق در فلسطين و مسدود كردن راههاي حمايت از مردم فلسطين و معرفي جريانهاي مقاومت داخل و اطراف فلسطين به عنوان طغيانگر است و دست آخر، همراهي با صهيونيستها و تشكيل جبهه عليه ايران است. جبهه­اي كه خود جنبه­هاي مخلفي دارد: اول، معرفي ايران به عنوان مخالف برقراري صلح در منطقه خاورميانه است. دوم، اتهام دخالت جمهوري اسلامي در امور داخلي ساير كشورها، و سوم، دور كردن ملتهاي ايران و عرب، با ابزارهاي مختلفي نظير؛ توهم نزاع شيعه و سني (هلال شيعي)، تكرار ادعاهاي جغرافيايي جعلي (جزاير سه­گانه و خليج فارس)، برپايي جنگ (تنشهای تروریستی در خوزستان و سیستان)، طراحي و توسعه نسخه­هاي جعلي و استكباري مقاومت (القاعده و طالبان) و ايجاد تنشهاي سياسي ميان ايران و اعراب. لذا نقش گروه حكام عرب، نقش رواني و ايجاد محدوديت براي ايران در منطقه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گروه دوم كه مهمترين گروه است، آمريكا است. كارنامه رژيم صهيونيستي نشان مي­دهد، هر گونه اقدام، بخصوص اقدامات نظامي اشغالگران، پس از هماهنگي كامل با آمريكا صورت مي­گيرد. طراحي و برنامه­ريزي مشترك، پشتيباني لجستيكي آمريكا در عمليات نظامي، حمايت همه جانبه سياسي و جنگ رواني مطلوب نظر صهيونيستها، مورد تاكيد دو طرف بوده و هميشه اجرا شده است. در شرايط كنوني نيز به نظر مي­رسد، هماهنگي لازم ميان امريكا و رژيم صهيونيستها پابرجاست و عليه ايران بكار گرفته خواهد شد. با اين تفاوت كه در دوره حاضر و با روي كارآمدن اوباما، اين هماهنگي به دلايل زير تقويت و تشديد شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- اشغالگران، پس از دو شكست از جنبش حماس و حزب اله، به اين جمع بندي رسيده­اند كه جنگ در لبنان و غزه علاوه بر آنكه بيهوده بوده، رژيم صهيونيستي را به فروپاشي سوق داده است. پس ضروري است به جاي برخورد با جنبشهاي متفاوت و پراكنده مقاومت، به جنگ مستقيم با ايران كه تئوري­پرداز مقاومت اسلامي است، پرداخت و مسير فروپاشي را قطع نمود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آمريكا، نيز بر اين باور است كه ديگر توان مقابله سياسي با حضور قدرتمند ايران در صحنه­هاي داخلي، منطقه­اي و بين المللي را ندارد. همه برنامه­هاي براندازي با شكست مواجه شده است، اصلاحات، جواب معكوس داد و به ابزاري براي توسعه بيشتر ايران مبدل شده است. طرح انقلاب مخملي در نطفه خفه شد. تحريم اقتصادي نيز به خود اتكايي ايران منجر شد، بخصوص اينكه در مسئله هسته­اي و عليرغم همه تلاشهاي چند ساله ايالات متحده، كمترين توفيقي براي آمريكا حاصل نشد و در مقابل كشورها، ملتها و مجامع بسياري به برخورداري ايران از فناوري هسته­اي تاكيد ورزيدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- كشورهاي اسلامي پيرامون سرزمينهاي اشغالي، در حال پوست اندازي و بيداري اند و در صورت ادامه وضعيت موجود، آينده و موجوديت رژيم صهيونيستي با چالش جدي مواجه است. اردن و مصر كه جدي­ترين همراهان عربي، به شمار مي­روند، وضعيت داخلي مناسبي ندارند و جنبشهاي اسلامي آنها را فراگرفته است. طوري كه اردن به دليل فشار افكار عمومي، مجبور به طرح قطع رابطه سياسي در مجلس شد و مصر عليرغم دستگيريهاي متعدد، نتوانسته است از نفوذ جريان مقاومت در مجلس، ارتش و دولت جلوگيري كند. صحنه لبنان نيز به كلي با سالهاي گذشته متفاوت است و سياسيون آن نمي­توانند بدون در نظر گرفتن موضع مقاومت، اقدامي صورت دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ايالات متحده در رقابت با ايران در پرونده­هاي سياسي سر در گم و شكست خورده جلوه مي نمايد. حمله به افغانستان و عراق، علاوه بر آنكه دو خطر امنيتي عليه ايران را از بين برد، به شكل گيري اتحاد جديدي ميان ايران و همسايگان خود بدل شده است. سرنگوني مشرف در پاكستان نيز نتايج مشابهي به همراه خواهد داشت. عليرغم همه كينه توزيها، روابط ايران و اعراب حاشيه خليج فارس (فارغ از مسئله غزه) در سطح مناسب و رو به رشدي است. تركيه نيز مي­كوشد روابط بهتر از پيش با ايران برقرار كند. همه اين موارد ايران را قدرتمندتر نموده و فضا را براي حضور آمريكا در منطقه و استمرار سياستهاي استعماري، تنگ كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- اوباما، گرچه رييس جمهور تغييرات در ايالات متحده لقب گرفته، اما فاقد توانايي براي تصميم گيري نشان مي­دهد. او بيشتر به ملعبه، شبيه است تا رييس جمهور آمريكا. او برنامه جديدي براي رابطه با ايران در سطح ديپلماسي ندارد. تنها برنامه، تشديد تعداد چماقها و هويجها عنوان شده و با توجه به اينكه چنين برنامه­اي به ادبيات ديپلماسي پس از جنگ دوم جهاني بر مي­گردد، مطمئنا به نتيجه نخواهد رسيد. در چنين شرايطي ترديدها و بي انضباطيها و بي برنامگيهاي سياسي آمريكا، بيشتر به چشم مي­خورد. در عوض توجه به صورت مسئله­هاي نظامي، گزينه­اي است كه مجددا بعنوان راه باقيمانده مورد توجه سياستمداران كاخ سفيد قرار گرفته و البته بخاطر شرایط داخلی آمریکا از طرح آن جلوگیری بعمل آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 231px; HEIGHT: 171px&quot; height=168 src=&quot;http://tabnak.ir/files/fa/news/1387/3/1/9544_163.jpg&quot; width=231&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 158px; HEIGHT: 172px&quot; height=491 src=&quot;http://z.about.com/d/usliberals/1/0/G/1/SenBarackObama&quot; width=358&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس با ملاحظه موارد بالا، مي توان اظهار داشت بر خلاف بوش كه عليرغم حمله بي محابا به افغانستان و عراق، جرأت حمله به ايران را پيدا نكرد، اوباما همانطور که اعلام داشته استُ برنامه ويژه­اي براي  ایران دارد. برنامه ای که تجاوز محدود به ايران از طريق رژيم صهيونيستي یکی از محورهایی است که در حال بررسی است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 23:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=khavei&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>khavei</dc:creator>
<guid>http://khavei.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
