عشق به خمینی عشق به همه خوبیهاست

امروز وقتی از تاکسی پیاده شدم، یک تابلو توجهم را به خود جلب کرد، موسسه فرهنگی هنری سیم آخر! با خودم فکر کردم که یعنی چی؟ این موسسه اگر تو کار مخابرات و ارتباطات هست شاید رابطه ای بین اسم و شرکت بشود پیدا کرد ولی موسسه فرهنگی هنری است. یاد ضرب المثلی افتادم که میگوید فلانی به سیم آخر زده است. یعنی خیلی قاطی کرده. با خود می اندیشیدم که امروزه دیگر نیاز نیست کسی بگوید فلانی به سیم آخر زده است، افرادی پیدا می شوند که خودشان بگویند من به سیم آخر زده ام. واقعا روزگار عجیبی است! تا اینکه ...
لحظاتی بعد از دیدن آن تابلوی کذایی، بیانیه اخیر موسوی را خواندم. دقیقا مصداق بارز افرادی شده که به سیم آخر میزنند. گویا هنوز این بنده خدا بر این باور است که آرایش را دزدیده اند؟ البته کارش به جاهای باریکتر هم کشیده و تهدید هم می کند که "يک ملت بزرگ نمينشيند تا در روز روشن رايش را ببرند و هيچ نگويد". جالب اینکه جدیدترین نسخه توهم و برخی تعابیر و جملات عجیب و غریب دیگر که به کتاب لغت توهم اضافه شده را هم رونمایی کرده است:
- انتخابات درجه دو انتصابی.
- مسئله اين است که به يک ملت بزرگ بزرگي فروخته ميشود.
- اگر بنا باشد (مشکل) حل نشود آرزو کنيد که دامنههای مشکل در يک انتخابات، محدود بماند.
- در خيابان با سايهها میجنگيد.
- (معترضین) همچنان اجراي بدون تنازل قانون اساسي را شعار محوري خود ميدانند.
- شنيدم که در عيد غدير، مخالفان مردم به يکديگر شال سبز هديه میدهند.
- اين ما نبوديم که سبز را انتخاب کرديم، بلکه سبز بود که ما را برگزيد.
- راه سبز شدن بر هيچ کس بسته نيست.
خدایا عاقبت ما را ختم به خیر بگردان!