دفتر جهانگردی شورای نگهبان

این روزها خیلی ها دارند آماده می شوند که رییس جمهور شوند. خیلی های بیشتر در محافلشان دارند رییس جمهور بعدی را مهندسی می کنند! این مهندسان اجتماعی درست مثل ایران خودرو فکر می کنند، شرکتی که دو دهه این سمند لاکردار را به همان قواره اول برایمان زین کرده، و کوتاه نمی اید که می شود چیزهای دیگر هم تولید کرد.

امروز تمایل رییس جمهور سازی از رییس جمهور شدن خیلی بیشتر است. مخصوصا اونهایی که تا حالا چند بار شکست خورده اند، ترکیب چیده اند که رییس جمهور بسازند. بعضیها میخواهند برایمان رییس جمهور بسازند. بعضیها هم رفته اند و پیش ثبت نام هم کرده اند. در حواله هایشان نوشته شده: با امکان صلح!!

تا اینجا قابل تحمل است، می شود به شوخی هم که شده با اینها نشست و برخاست کرد، اما دلزدگی آنجاست که این نامزدها و نامزد سازها، در یک اتاق محبوس نشسته اند و هیچ تصویری از بیرون ندارند. تهران را نمی شناسند،نه زیر پوستش را و نه روی پوستش را. ایران را همین طور، با قوام که بیگانه اند، با مذاهب بیگانه اند، شهید و شهادت را مختص به شیعه می دانند و بس. گذشته از اینها دنیا را هم نمی شناسند. خیلی هایشان نمی دانند امریکای لاتین یعنی چه؟ از خاورمیانه همان تصوری را دارند که از کشورهای مشترک المنافع تصور می کنند. اروپا را که بعید می دانم بشناسند و بدتر از همه، یک لحظه هم فکر نمی کنم که ایالات متحده و ینگه دنیا را بشناسند! فکر می کنند چیزی است شبیه امارات متحده عربی، شاید هم شبیه آلمان فدرال و بلکه شبیه ایران خودمان!!

این فکرها وادارم می کند که به تدوین کنندگان بودجه ۱۳۹۲ ژیشنهاد بدهم، حالا که شورای نگهبان بودجه سه دوازدهم را رد کرده و بودجه انتخابات را کافی نمی داند، و اگر قرار است بودجه شورای نگهبان افزایش یابد، بد نیست ردیف بودجه جدیدی برای شورا بگذارند تا بتواند یک دوره تور جهانگردی برای نامزدها برپا کنند تا هم خودشان حظی ببرند و هم نامزدها چرخی، تا بفهمند قرار است رییس جمهور کدام کشور شوند، نمایندگی کدام عظمت را باید به دوش بکشند، به کدام خانه وارد می شوند، میراث دار کدام جنبش خواهند بود؟

 

 

رییس جمهور آینده

چند هفته پیش برادر عزیزم، آقای تهرانی خواستند که برای مجله شان بنام اصولگرا مطلبی در خصوص ویژگیهای لازم برای رییس جمهور بعدی بنویسم. خیلی بالا پایین کردم که بنویسم یا نه، آخر نظر من معلوم بود و نظر دوستان کمی با بنده دچار اختلاف شده است. علی ای حال نوشتم. یکی دو صفحه ای شد که متن آن را ذیلا آورده ام. میخواستم یک کلام بنویسم: رییس جمهور بعدی باید احمدی نژاد باشد! به دلایل مختلف!!

البته نه اینکه ریاست جمهوری تمدید شود! بلکه بدین معنی که کسی را پیدا کنیم که راه هشت سال گذشته را ادامه بدهد. بعد از اینکه معایب و نقاط منفی آن دوره را پاک کردیم. آدمش را هم داریم. کمی با دقت، و حتی بی دقت هم نگاه کنیم، هست.، در همین نزدیکی!

این جملات را برای دوستانم در مجله ننوشتم، شاید به ترس از سانسور (که این تهمت است). یا ترس از صراحت گویی خودم، یا ترس از رنجیده خاطر شدن برادرم که با خودش فکر نکند روی آدمی حساب کرده که قرابت فکری تام با او ندارد. البته باید بپذیریم که هیچ دو نفری مگر معصومین بطور تام با هم قرابت و همانندی فکری ندارند، پس بد هم نیست که مجله هایمان جای افکار مختلف هم باشد، مهم آن است که راه را گم نکنیم و میراث حضرت روح الله را با رهبری امین به میراث بزرگتری برای آیندگان تبدیل کنیم.

با آرزوی سلامتی دوستان

رییس جمهور هفتم

برای آنکه بدانیم چه رییس جمهوری مطلوب است، ابتدا باید از وضعیت کنونی خود شناخت خوبی داشته باشیم تا بدانیم چه کسی برای مدیریت این وضعیت مناسب تر است. این شناخت را می توان در عرصه اجتماعی،  اقتصادی و سیاسی مورد بررسی داد و با کمی اغماض در حوزه های فرهنگی، آموزشی، دفاعی و مانند آن تسری دارد.

وضعیت ظاهری و محتوایی جامعه امروزین ایران و جهان به طرز قابل تشخیصی با وضعیت یک دهه گذشته متفاوت است. تغییرات اجتماعی گسترده ای رخ داده که توسعه بسترهای ارتباطی نوین، یعنی اینترنت، که واجد معنای دوسویه بودن ارتباطات و رسانه است، در این تغییرات نقش عمده ای را به خود اختصاص داده است. اگر تا دیروز رسانه های دیداری و شنیداری قدرت تصویر سازی هدایت شده از اوضاع جهان را می توانستند تا حد قابل قبولی بر عهده گیرند، امروز بخش اعظمی از قدرت اجتماعی به شبکه های اجتماعی دنیای مجازی منتقل شده است. البته این قدرت نو ظهور، یک خواسته اساسی را میان مردم نمایان تر ساخته که بر اساس آن شهروندان میخواهند به الزامات حراست از حریم خصوصی آنها، توجه بیشتری شده و حرمت آن تامین شود. در کنار آن تفاوت میان ایران و سایر نقاط برای مردم ملموس تر و واقعی تر شده است. آنها میدانند پیشرفت ها و عقب ماندگیها کدام است و برای داشتن وضعیت بهتر باید چه کارهایی انجام داد. علاوه بر این ارتقای سطح دانش تخصصی و بینش عمومی، باعث شده نگاه مردم به واقعیت مسائل اجتماعی و دقیقتر بوده از قشری نگری دورتر شود. امروز مردم نه به راحتی هر حرف و سخنی را می پذیرند و نه به راحتی از موضع و جهتگیریها در عرصه زندگی خصوصی و عمومی خود عدول می کنند، بطوریکه منطق گرایی از جایگاه اصلی در سنجش سخن برخوردار شده است.

از سوی دیگر، مسئله اصلی امروز کشور، و آنچه بیشتر از هر موضوع دیگر مورد توجه قرار گرفته است، مسئله اقتصادی و انتخاب سیاستهای کلان توسعه و پیشرفت است. مردم انتظار دارند چشم انداز روشنی از آینده اشتغال، درآمد، رفاه عمومی و برخورداری از امکانات معقول برای زندگی سالم و آرام داشته باشند. در این مسیر، ایجاد ثبات اقتصادی، محوریت داشتن عدالت اجتماعی در بهره گیری از منابع و ثروتهای ملی و مبارزه ریشه ای و غیرجانبدارانه با رانتخواری و فساد در لایه های حکومت، برچیدن بساط فساد اداری و تسهیل روند ارائه خدمات در دستگاهها و نهادها، خواسته اصلی آنها است. امروز حتی توسعه متوازن و رشد متعادل مناطق زیستی در کشور، فراهم آوردن امکانات زندگی سالم و آینده دار در همه شهرها و روستاها، برخورداری از سطح مناسب اشتغال در گستره کشور و تمرکز زدایی از تجمیع امکانات در یک یا چند شهر و منطقه محدود، بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گرفته و ضرورت آن توسط عموم بیشتر درک و فهم شده است.

مسائل سیاسی و بین المللی نیز جایگاه خود را در میان مردم دارد. اعتلای نام ایران و انقلاب اسلامی در جهان، ضرورت گسترش فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی و بالا بردن نقش فعال کشور در تحولات منطقه ای و جهانی، مبتنی بر کنشهای واقعی و نه رویکردهای زودگذر سیاسی و بی ریشه، مورد توجه همگان قرار دارد.

حال و با نزدیک شدن به روزهای انتخابات ریاست جمهوری، و نگاه به اینکه فرد دیگری باید به این صندلی تکیه بزند، همه را به این دیدگاه واداشته که در این شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، چه کسی باید عهده دار مسئولیت اول اجرایی کشور باشد؟ چه کسی باید به عنوان نماینده ملت ایران در مجامع جهانی حاضر شود و چه کسی می تواند از عهده مطالبات مردم و اداره ظرفیتهای بالفعل و بالقوه این کشور بر آید؟

سوال اساسی این است که آیا اشخاص و گروههای شناخته شده سیاسی و اقتصادی از عهده این مسئولیت بر خواهند آمد؟ آیا صف بندی سیاسی راست و چپ و ساختار حزبی مرسوم باید در این معرکه وارد شود؟ یا اینکه باید به ادامه روند موجود در نظام اداری و اجرایی کشور ادامه داد؟ یا باید به دنبال چهره های جدید گشت؟

در این میان برخی می پسندند که به تغییر ساختهای اداری کشور و تغییر الگوهای انتخاب و انتصاب مدیران بپردازند، برخی از مدلهای نخبه گرا حمایت می کنند و برخی در مقابل به عوامزدگی نظر دارند. آنها می کوشند مطالبه انتخابات پیش رو را به مدلهای جدید حکومتی گرایش داده، گزینه مورد نظر خود را از صندوقهای رای بیرون بکشند، مفهومی که گروهی از آن با «مهندسی آراء» و دیگران با «انتخابات آزاد» یاد کرده اند. بدون شک هر دوی این گروهها تلقی مسموم و خطرناکی از انتخابات داشته، و هر کدام گرچه به زبانی متفاوت، ولی به هدف واحد، یعنی انحصار و خودکامگی در قدرت می اندیشند.

با این اوصاف چگونه فردی را باید به ریاست جمهوری برگزید؟ این شاخصه ها که به دفعات و در انتخابهای گذشته از سوی دلسوزان و علاقمندان به انقلاب اسلامی مورد توجه بوده است، با توجه به شرایط خاص امروز ضروری است نگاه دوباره ای به آنها شود:

1-    باید تلاش کرد که انتخابات یازدهم دوره ریاست جمهوری، بیش از گذشته مردمی بوده و خواسته واقعی مردم در آن تجلی یابد، ولو آنکه نتیجه آن به مزاق گروهی خوش نیاید. این یک اصل اساسی و محوری در تعیین مصداق مورد نظر برای ریاست جمهوری است. رییس جمهور باید به معنی دقیق مردمی بوده، نماد توافق عمومی مردم ایران باشد. این نماد بودن توافق عمومی، باید با تلاش برای مظهریت رییس جمهور در اجماع ملی یا وحدت ملی که ترجمه ناپسندی از توافق احزاب و گروههای سیاسی اقتصادی بزرگ است، جدا انگاشته شده، حتی از بروز چنین ایده و رویکردی در رییس جمهور بعدی جلوگیری کرد. چرا که رییس جمهوری که وامدار چند گروه و فرقه خاص و قدرت طلب باشد، هیچگاه نمی تواند بر منافع و ثروتهای ملی به خوبی مدیریت کرده، آن را در جهت مصالح عمومی به جریان اندازد. لذا در انتخابات ریاست جمهوری به مانند گذشته، باید جمهوریت نظام را اصل اساسی تلقی نمود و اجازه مصادره آن را به جریانهای منحرف نداد. برای این منظور باید به دنبال فردی برای ریاست جمهوری بود و از شخصی برای تصدی آن دعوت کرد که از توده های مردم برخاسته باشد. طعم زندگی با توده مردم را چشیده باشد. بر ناگواراییها و علاقمندیهای آنان آگاه باشد. باید ساده زیست باشد و منطق سخن و عمل او ساده و قابل فهم باشد. دوری از ریا و دوگانگی یک معیار خوب برای سنجیدن چنین افرادی است. این فرد در همه هیآت مذهبی و اجتماعات فرهنگی و اجتماعی که قرابتی با آنها ندارد حاضر نمی شود، به مسجد و هیاتی می رود که سالها به آن رفت و آمد داشته و با افرادی نشست و برخاست می کند که توافقی برای تقسیم قدرت با آنها ندارد.

2-    شرایط سیاسی و اقتصادی امروز با نگاههای کلاسیک قابلیت مدیریت ندارد. رییس جمهوری باید برای مدیریت کشوری که شرایط خاص اجتماعی را پیش رو دارد و به ویژه با شرایط سخت سیاسی و اقتصادی که از سوی دشمنان بر ایران اسلامی تحمیل شده است، مقابله می کند، از هوشمندی و درایت کافی برخوردار باشد. یک نظریه پرداز اقتصادی، یک ذوالفنون، یک مجری مقتدر یا یک رایزن سیاسی که قدرت اجماع گروههای مختلف و حتی متضاد را با هم داشته باشد، ضرورتا نمی تواند رییس جمهور خوبی هم باشد. رییس جمهور خوب باید حکیم باشد. برخوردار از حکمت به معنی برخورداری از جوشش درونی برای فهم و درک عمیق از گذشته، حال و آینده و قدرت بیرونی برای فائق آمدن بر چالشها باشد. باید از هوشمندی و آینده نگری به گونه ای برخوردار باشد که بتواند آینده ساز باشد. باید تحولات اجتماعی را به گونه ای تدبیر و مدیریت کند که تحولات آتی بر محوریت تفکر و بینش او که ضرورتا منطبق بر بینش انقلاب اسلامی است، رقم بخورد، نه اینکه صرفا بر سایه تحولات پیش رود و بعضا نداند که چه مسیری را باید در برهه های زمانی مختلف هموار کرده یا قدم زدن بر آن را انتخاب کند. اگر مردمی بودن ویژگی اجتماع محوری رییس جمهور خوب باشد، حکمت ویژگی فردی و ذاتی  برای رییس جمهور خوب خواهد بود.

3-    رییس جمهور خوب باید واجد ویژگی شجاعت باشد. باید در موضع سکوت، آرام باشد و در موضع هجمه، بی باک و نترس باشد. از خودکامگی یا ضعف پرهیز داشته باشد و تنها معیار وارد شدن او به معرکه های سیاست داخلی و خارجی، مصالح عمومی باشد.

4-    رییس جمهور خوب باید، به همه اصول انقلاب اسلامی در عدالت محوری، دستگیری از محرومین و ضعفا، رسیدگی به احوال و مسائل روزمره مردم، آبادانی و رشد شهرها، تنظیم نظام اقتصادی و مالیاتی اداره کشور و تامین امنیت و استقلال کشور، چنانچه در اصول اشاره شده امیر المومنین (ع) به مالک اشتر برای فرمانداری مصر تعیین شده است، پایبند بوده، هیچکدام را فدای اهداف کوتاه مدت سیاسی نکند.