وال استریت و 15 خرداد

جنبش «وال استریت را اشغال کن»، نگاه بسیاری را به روی تحولات بین المللی بازتر از گذشته کرده است. امریکا که تا دو دهه قبل، محبوبیتی داشت و حتی تا چند سال پیش، فقط موج اعتراضات در هند، اندونزی، داووس و لندن، را تهدیدی بر اضمحلال هژمونی خود می­دید، اکنون به جایی رسیده که باید شکسته شدن شیشه قدرت استکباری خود را در وال استریت مشاهده و بر حال رنجور خود گریه کند. اگر سیاستمداران آمریکا، اعتراضات دیروز در شرق و غرب عالم را که همزمان با سفر مقامات آمریکایی به آن کشورها انجام می­شد، جدی می­گرفتند، امروز شاهد چنین شکست و تحقیری نبودند.

در حقیقت هر آنچه بر سر آمریکا آمده، از روی تاکید بر همان خوی استکباری و سفاهت ناشی از آن، است. وقتی درنده­خویی آمریکا به بهانه حادثه مشکوک 11 سپتامبر، به اوج رسید و خاک یک به یک کشورهایی مانند افغانستان و عراق و اینک لیبی را  به توبره کسید، باید به فکر چنین روزهایی می­بود.

شکاف طبقاتی حاصل از صرف مبالغ هنگفت برای رهبری و عملیات ده سال جنگ مداوم در چند جبهه، علاوه بر سایه مداوم تهدید و ترور در داخل خاک این کشور که از سوی رسانه­های امریکایی تکرار می­شد، و امنیت روانی جامعه آمریکا را مخدوش کرد، نباید این تصور را به وجود می­آورد که وال استریت دور از ذهن است.

البته به شخصه اعتقاد دارم، موقعیت زمانی و شیوه­های جاری در جنبشهای عربی و اینک جنبشهای غربی، بازتاب بومرنگی عملیات روانی و رسانه­ای گسترده غرب در پوشش اخبار فتنه 88 ایران است. سبک و سیاقی که آن روزها از مبارزه به اصطلاح شجاعانه و مظلومانه یک اقلیت شکست خورده، برای مخاطبین القا می­شد، امروز رو به سوی حکومتهای فاسد عربی و دولتهای غربی آورده و ظلم، دروغ­پردازی و کینه توزی استکبار در حق ملت ایران، امروز دامنگیر خود آنها شده است.

با این حال و بویژه با مرور اعتراض اخیر محله تاتنهام لندن، خوشبینی در حصول نتیجه برای جنبش وال استریت، و فروپاشی ایالات متحده را فعلا باید کنار گذاشت. موج اعتراضات امروز در امریکا و اروپا، به مانند موج اعتراضات 15 خرداد انقلاب ایران است. این جنبشها و انقلابها، به خوبی بزرگ و پخته نشده­اند و با توجه به تجربه اندک حاکمیتهای غربی برای مقابله با چنین اعتراضاتی، با یک سرکوب خشن و بی­محابا مواجه خواهیم بود که البته این سرکوبها در کوتاه مدت به نتیجه خواهند رسید. اما به مانند همان قیام 15 خرداد (و البته در زمان بسیار کوتاهتر که ارمغان توسعه رسانه و فناوریهای اطلاعاتی است)، بستری برای یک حرکت عظیم،  پرحرارت و غیر قابل بازگشت آماده خواهد شد. انشاء الله!

Wall Street and the Persian date Khordad 15

Movement "Occupy Wall Street" is looking a lot more open to change. US was popular two decades ago, even a few years ago, there was only a wave of protests in India, Indonesia, Davos and London, but now I see broken glass of America's arrogant power in the Wall Street.

If politicians were serious anti-American protests in the world, East and West, it was control that the defeat and humiliation.

In fact, whatever came over America, is due to insist on the temperament of its arrogance and foolishness. The frenzy reached a peak in America under the pretext of suspected incidents of September 11, and invades countries like Iraq and Afghanistan and now Libya, you would think that the days.

Public spending for the war, and allocate large sums for ten years of continuous war, and the emergence of class divisions, under the threat of terrorism in America that was repeated by the media, and would undermine the security of the community mental, this creates the impression that Wall Street is not far-fetched.

Recent protests over Nottingham, should be abandoned for the Wall Street optimism in achieving results. The wave of protests in America and Europe, such as the wave of protests in Iran Persian date Khordad 15. These movements are not growing well, and we encounter a violent and brutal oppression. State repression will result in the short term. But like the Persian date Khordad 15 uprising will be admitted to a huge, passionate and irreversible, in much shorter time for development of media and information technologies.

شوک فساد

خبر فساد معروف به سه هزار میلیاردی شوک برانگیز است. این خبر جدای از اینکه تا چه حد واقعیت دارد و مقصر و قاصر و مقصورش کیست از این جنبه اهمیت دارد که لرزه بر پیکره اعتماد عمومی انداخته است.

در بهترین حالت، مردم با شنیدن این خبر، راههای دیگری برای پس انداز و سرمایه گذاری و فعالیتهای اقتصادی خود انتخاب خواهند کرد. تلاطمهای بازار سکه و طلا و نوسانات شدید نرخ ارز حاکی از این سردرگمی است که به مسکن هم کشیده خواهد شد. باید دعا کرد این تلاطم در بازارهای غیر رسمی و سیاه وارد نشود.

اما باید پذیرفت صرف چنین نگاهی کوته نظرانه است. مردم به نظام مالی و بانکی بدبین شده اند. در چنین حالتی که بی­اعتمادی جامعه را فراگرفته و بازار اتهام به این و آن باز شده است، کنترل روانی جامعه به سختی میسر است. البته تا اینجا مردم خویشتنداری کرده­اند ولی کاسه این صبر لبریز خواهد شد. آنوقت چه باید کرد؟ اصلا چه اتفاقی خواهد افتاد که بیاندیشیم چه باید کرد؟ معتقدم این آسیب بزرگ، اگر معالجه نشود، اثرات عمیقی نه تنها بر اقتصاد، که بر امنیت عمومی ایران برجای خواهد گذاشت، تعاون و اعتماد اجتماعی از بین خواهد رفت و عدالت اجتماعی دورتر از دسترس خواهد شد و میزان دوری و فاصله مردم و حکومت چالش برانگیز می­شود.

اظهار نظر در مورد فساد مالی و بانکی برای امثال من به چند دلیل سخت است، از جمله آنکه اخبار و اطلاعات دقیقی به گوش نمی­رسد. بعضا که اخباری به گوش می­رسد، آلوده با اغراض سیاسی در جامعه منتشر می­شود. علیرغم این توصیف، بدیهی است رییس کل بانک مرکزی، حتی به فرض صحت تمام عملکردهایش و حتی در این غائله، باید استعفا دهد. پذیرفته است که دولت در برابر این نوع پیشنهادها و نظرات، واکنش نشان دهد و بخواهد نیروی خود را حفظ کند، ولی چاره دیگری نیست و گزینه دومی وجود ندارد. این  فرد بعد از این کارآیی لازم را نخواهد داشت.

اما در کنار این، دو ابهام جدی وجود دارد. اول، همزمانی طرح و برجسته سازی فساد بانکی، با موقعیت بین المللی جمهوری اسلامی است. ایران در حال دستیابی به نقش منحصر بفرد «هادی» در جریان بیداری است، بویژه پس از افول فعالیتهای دوجانبه گرایانه قطر و ترکیه، ولی رخداد فساد بانکی تنش بزرگی به این رهبری وارد کرده است. ابهام دوم، شکل و ترکیب کودتاگونه طرح و اجرای این غائله است که بنظر می رسد با هدف سقوط دولت و  به شیوه تیر خلاص به آن باشد. و این در حالی است که به «ظلم بزرگ ۸۸» رسیدگی نشده و پرونده افرادی چون مهدی هاشمی خاک می­خورد.

صواب کرده کباب شده /به بهانه حضور یک بازیگر ایرانی در سومالی

چند روز پیش یکی از سایتها نوشت در قحطی مردم سومالی چرا بهرام رادان و مهتاب کرامتی (سفیران ایرانی صلح) به آنجا نمی روند و فقط در برنامه هایی شرکت می کنند که مورد حمایت یونیسف است؟

بعدا در خبرها آمد کتایون ریاحی به سومالی رفته تا به مردم قحطی زده کمک کند. ولی همان سایت مدعی نوشت، حضور ریاحی در سومالی برازنده زن مسلمان و ایرانی نبود.

این خانمی که به سومالی رفته را نمیشناسم و طبعا نظری در مورد شخصیت ایشان ندارم. ولی حرکت او در کمک به مردم سومالی شایسته تقدیر است، نه طعنه و سرزنش. برای برخی هم متاسفم که اندیشه کم وسعتی دارند. امیدوارم حرکت این خانم مورد توجه قرار گیرد و بقیه مشهورین سینما و فوتبال کشور هر از چندگاهی چنین کارهایی بکنند.

(راستی دوماه پیش هزار تومان به مردم سومالی کمک کردم و الان خیال می کنم وظیفه انسانی خودم را انجام داده ام و گرسنگی در سومالی برطرف شده است - تقبل الله!! - مردم پاکستان هم که آدم نیستند. بمیرند از سیلاب و بی خانمانی!)