آقایان! سعی کنید شبیه شریح قاضی و عمر سعد نباشید!
الف- علی مطهری در مورد حوادث اخیر به اظهار نظر پرداخت. از کف و سوت کشیدن فرقه سبز، در حسینیه جماران که خانه روشنگریها و هدایت بخشی خمینی کبیر بود، دفاع کرد. اتفاقی که تحمل ناپذیر است، چه رسد به آنکه در شب عاشورا باشد. نمی دانم چرا برخی دست به کارهایی می زنند که مردم ناخواسته آنها را با عمر سعد مقایسه کنند. عمر سعد در روز عاشورا دستور هلهله و کف زدن داد تا صدای حسین(ع) را خاموش کند. خاتمی بارها در ایام محرم و عاشورا به میان سوتچی ها رفته و آنها را اندرز نداد. اینک افرادی دیگری پیدا شده اند که کف و سوت شب عاشورا را توجیه می کنند.

ب- مدتها به این فکر مشغولم که چرا دادستانی و قوه قضاییه برای اجرای عدالت در حق عوامل و خالقین «ظلم بزرگ» اقدامی نکرده است. این روزها تعجبم بیشتر شده و در تحیرم که چرا دادستانی تهران، علیه حرمت شکنان عاشورای حسینی حتی اظهار نظر هم نمی کند؟ اگر همین طور پیش برود بعید نیست، حکم به تبری فتنه گران هم بدهند و آنها را تصدیق کنند. در این چند روز بارها از خودم پرسیده ام که جرم شریح قاضی در واقعه کربلا چه بود؟ چیزی جز تن دادن به ظلم و رضایت به قتل حسین(ع)؟
![]()
ج- برخی خواص، از علما و سیاسیون و صاحب منصبان سکوت کرده اند. نه بیانیه ای نه اظهار نظری و نه محکوم کردنی. آنها به تماشاچی تبدیل شده اند، تماشای قتل حسین(ع)! جماعت کوفه ابتدا در دوران امام حسن (ع) تماشاچی شدند، بعد به جنگ حسین(ع) شتافتند. در سال ۶۰ هجری، دعوی انتظار و دعوت از امام هم داشتند، ولی بجای آنکه برای بیعت با امام به مدینه بروند، امام را به کوفه کشاندند و او را تشنه لب در بیابان کشتند و به خانواده او جسارت کردند. این خطا و گناه عالم سوز، آیا نتیجه بی بصیرتی و زمان ناشناسی نبود؟ به وقت سکوت فریاد کشیدند و امام معصوم را مذل المومنین خطاب کردند و در روز یاری و نصرت، امام معصوم دیگر را رها کردند و بی پناه گذاشتند.
د- شریح و عمر سعد و شمر ابن ذی الجوشن، همگی از یاران علی (ع) بودند. ولی تکبر، عافیت طلبی و بی بصیرتی، آنها را در صف مقابل با امام عصر وارد و ملعون در اعصار تاریخ کرد.
خدایا! عاقبت ما را ختم به خیر بگردان.