دفتر جهانگردی شورای نگهبان
امروز تمایل رییس جمهور سازی از رییس جمهور شدن خیلی بیشتر است. مخصوصا اونهایی که تا حالا چند بار شکست خورده اند، ترکیب چیده اند که رییس جمهور بسازند. بعضیها میخواهند برایمان رییس جمهور بسازند. بعضیها هم رفته اند و پیش ثبت نام هم کرده اند. در حواله هایشان نوشته شده: با امکان صلح!!
تا اینجا قابل تحمل است، می شود به شوخی هم که شده با اینها نشست و برخاست کرد، اما دلزدگی آنجاست که این نامزدها و نامزد سازها، در یک اتاق محبوس نشسته اند و هیچ تصویری از بیرون ندارند. تهران را نمی شناسند،نه زیر پوستش را و نه روی پوستش را. ایران را همین طور، با قوام که بیگانه اند، با مذاهب بیگانه اند، شهید و شهادت را مختص به شیعه می دانند و بس. گذشته از اینها دنیا را هم نمی شناسند. خیلی هایشان نمی دانند امریکای لاتین یعنی چه؟ از خاورمیانه همان تصوری را دارند که از کشورهای مشترک المنافع تصور می کنند. اروپا را که بعید می دانم بشناسند و بدتر از همه، یک لحظه هم فکر نمی کنم که ایالات متحده و ینگه دنیا را بشناسند! فکر می کنند چیزی است شبیه امارات متحده عربی، شاید هم شبیه آلمان فدرال و بلکه شبیه ایران خودمان!!
این فکرها وادارم می کند که به تدوین کنندگان بودجه ۱۳۹۲ ژیشنهاد بدهم، حالا که شورای نگهبان بودجه سه دوازدهم را رد کرده و بودجه انتخابات را کافی نمی داند، و اگر قرار است بودجه شورای نگهبان افزایش یابد، بد نیست ردیف بودجه جدیدی برای شورا بگذارند تا بتواند یک دوره تور جهانگردی برای نامزدها برپا کنند تا هم خودشان حظی ببرند و هم نامزدها چرخی، تا بفهمند قرار است رییس جمهور کدام کشور شوند، نمایندگی کدام عظمت را باید به دوش بکشند، به کدام خانه وارد می شوند، میراث دار کدام جنبش خواهند بود؟