روزهای ابتدای انقلاب خاطرات خوبی از آمریکای لاتین ندارد. در آن روزها کمونیستهای اسلام ستیز تمام فعالیتهای خود را تحت رهبری معنوی چه گوارا انجام می دادند و بالطبع انقلاب با امریکای جنوبی رابطه خوبی نداشت.

در نگاه دیگر، برخی همکاریهای کشور کوبا و فیدل کاسترو با رژیم صدام حسین در جنگ تحمیلی علیه ایران، باعث دوری بیشتر دو منطقه از یکدیگر شد تا ایران سیاستهای استکبارستیزی خود را از مجرایی غیر از امریکای لاتین پیگیری کرده و به سوی کشورهای شرقی و افریقایی سوق پیدا کند.

با این حال قابل اغماض بودن همکاریهای کوبا با عراق و نزدیکی فوق العاده یک کشور آمریکاستیز با مرزهای ایالات متحده باعث می شد تا ایران به اتحاد با امپریالیسم ستیزان امریکای لاتین بیاندیشد. در همین حال نجات معجزه آسای چاوز از کودتا باعث نگاه مثبت و استراتژیک آمریکای لاتین به جمهوری اسلامی ایران شود.

در رویکرد اخیر، آغاز همکاریها با همکاریهای اقتصادی در حوزه اقتصاد و نفت بود، اما با روی کار آمدن دولت اصولگرا در ایران، دو طرف به این نتیجه رسیدند که می توانند همکاریهای خود را به سطوح سیاسی و تشکیل یک جبهه متحد جهانی سوق دهند. 

اکنون اتحاد ایران با کشورهای مقاومت آمریکای لاتین، دارای ابعاد فوق العاده مثبت برای عدالتخواهی در جهان و فوق العاده منفی برای نظام استکبار و صهیونیزم جهانی است. برقراری خط سیاسی مستمر و پویا میان تهران و کاراکاس به ایجاد جنبشی جهانی در جهان تبدیل شده که کشورهای متعدی از امریکای لاتین و آفریقا را تحت تاثیر خود قرار داده است. بگونه ای که به تداوم و همپیمانی کشورهای جنوب علیه کشورهای شمال انجامیده است.

در این رهگذر، و پس از سپری کردن همکاریهای دوستانه اقتصادی و سپس سیاسی میان ایران و آمریکای لاتین، فرصت آن به دست داده که همکاریهای استراتژیک دفاعی - نظامی، در حوزه دولتها و همکاریهای فرهنگی اجتماعی در حوزه ملتها نیز در دستور کار قرار گیرد.