دیپلماسی یعنی تمکین بر ادبیات استکبار
چند روز پیش حسین شریعتمداری در سرمقاله روزنامه کیهان مطالبی در خصوص مالکیت ایران بر جزایر سه گانه و کشور بحرین به تحریر در آورده بود که باعث ایجاد مجادلاتی در میان دو کشور گردید. نویسنده در آن مقاله مدعی شده بود: اسناد غيرقابل ترديد و دلايل حقوقي و تاريخي مستندي وجود دارد كه نشان مي دهد شبه جزيره بحرين تا چند دهه قبل يكي از استان هاي ايران بوده و در جريان يك زد و بند ميان محمدرضا پهلوي و دولت هاي آمريكا و انگليس از اين كشور جدا شده است.

نویسنده در ادامه با انتقاد از خانوادگی کردن کشورهای حاشیه خلیج به نام آل فلان و آل بهمان حکام عربی خلیج فارس را تنذیر داده که چنانچه از مراجعه به اسناد وحشت داريد- كه داريد- چرا خود اين پرونده را مي گشائيد؟
جدای از بررسی صحت و سقم ادعای نویسنده و طرح موضوع واگذاری بحرین به ایران بیش از پیش رفتار دستگاه دیپلماسی ایران جالب است. بطوریکه متکی در کوتاه ترین زمان ممکن به دیدار مقامات بحرینی شتافت و بی هیچ مقدمه ای و با حالتی فرارگونه و شتر دیدی ندیدی حق را به دست نشانده های غاصبان بحرین داد. بدین ترتیب بزرگترین دستاورد سفر متکی به رسمیت شناختن استقلال ملی بحرین بود!!
در تحلیل موضع اخیر متکی باید اشاره کرد این حرکت دستگاه دیپلماسی ایران جز ناشایستگی و تعجیل وصف مثبت تری نمی توان برای آن ارایه داد. وصفی که ناشی از همان روح حاکم استکبارگرایی و جهانی شدن است که در تار و پود وزارت خارجه تنیده شده است.

با این وصف کوتاه از وضعیت وزارت امور خارجه بیان حق مالکیت ایران بر منطقه قفقاز و موقعیتهای جغرافیایی فراوانی که در شرق و غرب و جنوب و شمال ایران به اجبار استعمارگران از ایران کنده شده است به نظر آرزویی دور دست در نظام اداری ایران خواهد بود.
البته دستگاه سیاست خارجی ایران پوسیده تر و فشل تر از این حرفهاست. بطوریکه وظایف بیان و انتشار پیامها اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی را نهادهای دیگری بر عهده دارند که طرح آن مجال دیگیری می طلبد.