مشاوران جوان و عملکرد یک سوم انتظار!!
اول اينكه؛ در برنامه ديدار دانشجويان با رييس جمهور در دانشگاه علم و صنعت بيرون ماندم و نتوانستم وارد سالن شوم. گويا سالن پر شده بود. مدتي بيرون سالن با دوستان صحبت كردم و بعد به دفتر بسيج رفتم. حسين و عماد آنجا بودند، تا نماز با آنها و برخي ديگر درباره بسياري مسايل گفتگو كردم. جاي شما خالي، يكي هم آمد و به ما گفت: امام صادقي!!
بگذريم ...

دوم؛ در دیدار دکتر احمدی نژاد با دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، يكي از مطالبي كه از قول دكتر (در اداره: رييس محترم جمهور/مقام عالي رياست جمهوري) به آن اشاره نمود، نارضايتي از اندازه پيشرفت گروه مشاوران جوان بمقدار يك سوم انتظار بود، مطلبي كه باز ما را با هجمه هاي جديدي روبرو ساخت.



ابتدا، پس از نماز جماعت، زاهدي موضوع را برايم نقل كرد. در آن لحظه چون به خبر وقوف كامل نداشتم، و ضرورتي بر اعلام موضع نبود، ترجيح دادم سكوت كنم. اما بعدا كه از خبر مطمئن شدم، ديگراني هم پرسيدند و چيزي نگفتم. چند نفري از دوستان و اعضاي گروه، مانند جواد و ميثم، تلفني تماس گرفتند و آتش گلايه و برافروختگي خود را به من حواله كردند. من هم مطابق معمول شنيدم و سعي كردم دوستان را آرام و غلظتشان را در راه آرماني كه انتخاب كرده اند، پشتيباني نمايم و باز چيزي نگفتم! البته كار ما در مشاورين جز اين كه مي خوانيد، نيست. گوش شنوا، دل سوخته و لب دوخته!! شمشير زبانمان براي جدال، زهرآگين است، اما گفته اند آن را در نيام فرو بريد!!

در اين ميان، بسياري از دوستان و همكاران، پيشنهادهاي فراوان و متفاوت دادند كه بهتر است كسي نداند، چيست. خواستند حداقل سكوت شكسته شود. اما من حداقل در مورد خودم هنوز هم ترجيح مي دهم كه سكوت كنم، فقط به انجام ماموريتي كه دارم و رسالتي كه خود را به آن متعهد ميدانم مصروف دارم.

با اين حال اما موقعيت و جايگاه اداري و تشكيلاتي حقير در مشاوران، اين اجازه را بر من نميدهد كه سكوت مرگ اختيار كنم. پس براي آنكه اقدامي ابتدايي انجام داده باشم؛ ميگويم:
يك- منظور جناب دكتر، بدون شك، آقاياني است كه با برنامه مشاوران جوان در دولت همكاري نكردند. اگر بخواهيد بعضي از آنها را نام مي برم، هم از اطرافيان رييس جمهور و هم از اغيار: "ع.س" "ف.ر" "ك.و" "م.ع" "س.ج" "م.آ" "ع.م" "ا.ر" (فعلا بس است!). حتما چنين عدم همكاري، علتهايي دارد كه باز هم بماند براي نوبت بعد!
دو- مشاوران جوان اگر اخلاقي عمل كرده، اقدامي عليه ديگران ننموده و از مراجع ذينفوذ خود، استفاده اي نبرده ، موجب شده برخي آقايان خود را مبسوط اليد بيابند. روز را به شب تعبير كنند و قس علي هذا! اين باشد براي گفتمان و ادبياتي ديگر، كه اكنون شايسته نمي بينم، مشاوران خود را به آن محيط وارد نمايند.
انشاءاله، اگر سلسله مراتب اجازه دهند، آنهايي كه ما را يك سوم كردند، مجبور خواهند شد خودشان، با زبان خود، داستان يك سوم شدن مشاوران را نقل كنند.
از اين هم بگذريم...
از دوستان قديم و جديدم ميخواهم كه مرا در بررسي و انجام برنامه اي درخور شان جوانان انقلابي و پيرو امام خامنه اي، مورد نقد، نظر و پيشنهاد قرار دهند.