در یکی از مجلات دانشجویی خواندم که سید عبدالعزیز حکیم، به عنوان شیخ سازشکار معرفی شده است. ناراحتی عجیبی مرا فرا گرفت که چگونه با دستهای خودمان، نیروهای اصلی و انقلابی خود را ترور می کنیم، و تشکیلات انقلاب جهانی اسلام را به خودکشی تشکیلاتی رهنمون می نماییم.

 

 

دوستان باصطلاح عدالتخواه ما، در حالی سید حکیم را به سازشکاری متهم می کنند که کمتر زحمتی به خود می دهند تا توجهی به جریانات سیاسی و امنیتی داخلی عراق و شیعه کنند. بی شک عبد العزیز حکیم، امروز از انقلابی ترین نیروهای شیعی است که وظیفه هماهنگی میان جریان نظامی صدر، جریان سیاسی حزب الدعوه، جریان دینی و مرجعیت حوزه نجف و جریان سازندگی مجلس اعلا را بر عهده دارد.

 

 

 

عبدالعزیز باید از سویی باید به نظم جریان اصیل شیعی و جلوگیری از تفرقه میان آنها بیاندیشد و از سویی دیگر، از قدرت گرفتن جریان لیبرالی  به رهبری ایاد علاوی و جریان پروتستانیستی خوئی مقتول، ممانعت به عمل آورد. ضمن آنکه موظف است با ایجاد اتحاد استراتژیک با اکراد (ولو سکولار) فکر بازگشت بعث و وهابیت، را محو نماید. علاوه بر اینها وی باید مدیریت واگذاری صحنه عراق به عراقیان را بر عهده گرفته، پس از چندی امنیت و اقتصاد تاراج رفته و غارت شده عراق را نیز در اختیار عراقیان قرار دهد.

 

Abdul Aziz al-Hakim at a polling station in Baghdad. His United Iraqi Alliance won the most seats in this election.

 

از دوستان عدالتخواه می خواهم، کمی بیشتر بیاندیشند و موضع انتقاد بی رحمانه علیه حکیم را با موضع طرفداری بی چون و چرا از افروغ که خزعبلاتی علیه مقام معظم رهبری مطرح کرده بود، مقایسه کنند.